آیا هیچ “راه خوبی” برای تبلیغ با هدف کودکان وجود دارد؟


مرکز تخصصی آموزش تبلیغات کشور

این مطلب را با دادن پاسخ کوتاهی به این سؤال آغاز می‌کنم که آن‌هم یک “نه” قاطع به این سؤال است! به نظر من، هیچ راه خوب و مناسبی برای تبلیغ با هدف کودکان وجود ندارد، چراکه من به‌طورکلی اعتقاد دارم که ایده بازاریابی برای رده سنی کودکان ایده خوب و پسندیده‌و اخلاق مداری نیست.

 

به این موضوع بیشتر فکر کنید: یک کودک زیر سن قانونی (در بسیاری از کشورها عموماً کمتر از ۱۸ سال) (تقریباً همیشه) به‌صورت قانونی قادر به عقد هیچ‌گونه قراردادی نیست و بر اساس همان قانون به‌عنوان فردی بالغ در نظر گرفته نمی‌شود. دلیل این موضوع هم این است که به‌کرات ثابت‌شده است که هرقدر فردی جوان‌تر و کم سن و سال‌تر باشد، مهارت‌های شناختی وی نیز کمتر توسعه‌یافته است. درواقع، هرقدر کودک جوان‌تر باشد، مهارت تصمیم‌گیری ضعیف‌تری دارد.

 

چرا نباید محصولی را برای کودکان تبلیغ کرد؟ (آن‌ها را هدف بازاریابی قرارداد؟)

به‌طورکلی در حوزه بازاریابی و تبلیغات تأکید بسیاری زیادی برجذب مشتریان در سنین پایین‌تر – در این مورد کودکان – وجود دارد؛ به عبارتی وفادار کردن مشتری در سنین پایین‌تر و وفادار نگاه‌داشتن وی و استفاده از وی برای سنین بالاتر برای فروش برند. این مفهوم درواقع موجب بد شدن حال هر انسانی می‌شود. مطمئناً اگر کودک شما در سنین کودکی تصمیم بگیرد که یک رنگ یا غذای خاصی را دوست داشته باشد، نکته یا موضوعی برای نگرانی در این رابطه با آن وجود ندارد، حتی اگر این علایق برای همیشه در ذهن و فکر کودک شما باقی بماند.، البته به‌شرط اینکه صدمه و لطمه‌ای را مواجه کودک شما نکند. اما اگر این کودک شما در این سن علاقه‌ای نسبت به یک محصول یا برند یا طراح خاص عرضه‌کننده یک نوع کفش راحتی نشان دهد، دیگر موضوع به‌طورکلی تغییر می‌کند.

 

توجه داشته باشید که همواره سطحی از رقابت بین کودکان برای تعیین کسی که بهترین و شیک‌ترین لباس‌ها را دارد، در جریان است و وقتی به نوع خودرو مورداستفاده توسط بزرگ‌ترها یا محل زندگی آن‌ها با دقت نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که این نوع رفتار در ادامه در زندگی بزرگ‌ترها یا زندگی آینده این کودکان هم به‌خوبی دیده می‌شود. به عبارتی این حس رقابت تا حدودی در ذات و ماهیت هر انسانی وجود دارد و اگر صادق باشیم، اگر فرزند من در سنین کودکی علاقه‌ای خاص به برند یک کفش یا اسباب‌بازی پیدا کند (با فرض اینکه این علاقه به دلیل کاربرد این محصول باشد)، خیلی از آن ناراحت نمی‌شوم.

 

تبلیغ با هدف کودکان

 

مشکل زمانی اتفاق می‌افتد که نام یا برند یک طراح مطرح و شناخته‌شده تبدیل به یک باید در بین علاقه‌مندی‌ها قرار بگیرد – بطوریکه هر کودکی که آن قلم کالا یا مثلاً اسباب‌بازی را در بین اقلام خودش نداشته باشد، کودکی قدیمی و از مد افتاده تلقی شود.

 

اجازه دهید به شیوه دیگری موضوع را برای شما توضیح دهم، اگر فردی خواهان صرف مبلغ زیادی برای تهیه یک جفت کفش برند و با مارک یک طراح خیلی مطرح برای کودک خودش باشد که البته بعد از مدت کوتاهی هم برای وی کوچک می‌شود، این مزیتی است که وی در اختیار دارد و می‌خواهد با استفاده از آن امتیازی به فرزند خودش بدهد – این وضعیت موضوع بحث ما نیست و به قضاوت آن نمی‌پردازیم. اما اگر این تقاضا از طرف کودک باشد، این مشکلی جدی است که باید به آن توجه داشت.

 

شما نمی‌توانید به‌طور کامل تبلیغات را از دیدرس کودکان دور کنید

به‌خوبی می‌دانم که تبلیغات در همه‌جا وجود دارد. خودم از فعالین این عرصه هستم و به‌خوبی می‌دانم که بازاریابی چگونه در حال دست‌اندازی کردن به جنبه‌های مختلف زندگی ما است و این موضوع خیلی ربطی به موقعیت جغرافیایی ما ندارد؛ اما روش‌هایی وجود دارد که نباید قانونی قلمداد شوند، تا چه رسد به اینکه تشویق و ترویج داده شوند.

 

به‌عنوان‌مثال اخیراً دختر من به سن مهدکودک رسیده و من در روز اولی که وی را برای رفتن به مهدکودک همراهی می‌کردم، متوجه سرویس‌های رفت‌وآمد آن‌ها شدم که بر روی هر یک تبلیغی از یک مرکز تفریحی کودکان نصب‌شده بود. درحالی‌که به‌خوبی می‌دانم که این مراکز آموزشی با مشکلات عدیده‌ای در رابطه با بودجه مواجه هستند، اما اعتقاددارم که استفاده از تبلیغات روشی مناسب برای پوشش دادن این مشکلات نیست و این مراکز باید از نفوذ بازاریابی و تبلیغات به محیط خودشان به دور باشند. مطمئناً راه‌هایی برای پوشش دادن و جبران هزینه‌های آن‌ها بدون وارد شدن به حوزه‌های تبلیغات و بازاریابی وجود دارد.


کلیه مطالب این وب وب سایت از سراسر سایت های مجاز اینترنتی از نظر قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران تهیه شده است. در صورت مشاهده مطالب خلاف قوانین لطفا به مدیریت اطلاع دهید تا حذف گردد.

دیدگاهتان را بنویسید