تفاوت بین بازاریابی استراتژیک و مدیریت بازاریابی


مرکز تخصصی آموزش تبلیغات کشور

شاید این موضوع سؤال شما هم باشد که تفاوت بین مدیریت بازاریابی و بازاریابی استراتژیک در چیست و اینکه آیا ممکن است این لغات، لغاتی مشابه هم و یا حتی با یک معنی باشند و به‌اشتباه به‌جای یکدیگر مورداستفاده قرار می‌گیرند؟

در این مطلب سعی کرده‌ام تفاوت موجود بین این دو را مشخص کرده و برای شما توضیح دهم که نقش هر یک از این دو در فرایند بازاریابی یک مجموعه چیست؟

 

این دو مبحث مدیریت بازاریابی و بازاریابی استراتژیک درواقع دو مبحث شبیه به هم اما متفاوت از برخی جنبه‌ها است که بهترین روش برای توضیح دادن آن‌ها استفاده از یک مثال است.

 

شرکت X یک شرکت تولیدکننده کالاهای مصرفی یا همان FMCG است که در سبد پرتفوی خودش ۱۰ برند مختلف را دارد. وظیفه مدیریت بازاریابی در این حالت تعریف آمیخته بازاریابی و بخش‌های موردنظر برای هریک از این ۱۰ محصول موجود در سبد پرتفوی شرکت است. در همین زمان طراحی آمیخته ترویجی، ترفیعی و تبلیغاتی و همچنین برند سازی برای آن‌ها هم تحت مسئولیت مدیریت بازاریابی قرار می‌گیرد.

 

مدیریت بازاریابی

 

بااین‌وجود، مسئولیت بازاریابی استراتژیک برای شرکت X یافتن رقبا در بازار، پیدا کردن سودآورترین بخش‌ها و همچنین چگونگی تبدیل کردن آن‌ها به گاو شیرده است. به‌طور مشابه، اگر قرار بر بررسی یک محصول یا برند یازدهم هم باشد یا قرار بر حذف یکی از این ۱۰ محصول از سبد پرتفوی شرکت باشد، تصمیم‌گیری در مورد بازهم بر عهده بازاریابی استراتژیک سازمان قرار می‌گیرد. تحلیل SWOT، ورود به بازار، خروج از بازار، تصمیمات مختلف در رابطه با محصول و تصمیمات مختلف دیگر در این رابطه همه و همه در زیرمجموعه مسئولیت‌های بازاریابی استراتژیک قرار می‌گیرد.

 

در اصل، فعالیت‌های روزمره بازاریابی بر عهده بخش “مدیریت بازاریابی” است و این در حالی است که فعالیت‌های بلندمدت بازاریابی که اثرات بلندمدتی بر شرکت و آینده آن می‌گذارد هم بر عهده بخش “بازاریابی استراتژیک” قرار دارد.

 

ازاین‌رو، اگر قصد تعیین تفاوت‌های بازاریابی استراتژیک و مدیریت بازاریابی را داشته باشید، تفاوت‌های این دو حوزه به‌قرار زیر هستند:

 

تفاوت مدیریت بازاریابی بازاریابی استراتژیک
زمان کوتاه مدت و حداکثر در یک بازه زمانی یک ساله بلند مدت و حداقل یک بازه زمانی سه ساله
رسالت ایجاد یک برند و بازاریابی آن شرکت هدایت شرکت در مسیر صحیح
تصمیم گیری رویکرد پایین به بالا رویکرد بالا به پایین
فرصت ها تبدیل کردن فرصت های موجود به منبع درآمد و رسیدن به کسب و کار جدید جستجو برای فرصت های جدید در کسب و کار جدید
مشخصات شغل به فعالیت زیاد، کنترل و نظم و انضباط نیاز دارد به چشم انداز، خلاقیت و ریسک پذیری نیاز دارد
محیط شغل تقریبا پایدار با تغییرات اندک است شغل و فعالیتی ناپایدار در نظر گرفته شده که فناوری و برخی عوامل خارجی دیگر دشمنان آن هستند
رهبری رهبر نیاز به واکنش نشان دادن به شرایط بازار را دارد رهبر باید از بازار جلوتر بوده و زودتر از آن تغییر کند
رقابت و عوامل خارجی روشن و از پیش تعریف شده هستند نامشخص و داینامیک هستند

 

چنان‌که از جدول درج‌شده در بالا مشخص می‌شود، کاملاً مشخص است که اهداف بخش مدیریت بازاریابی همگی کوتاه‌مدت و در برخی موارد نزدیک‌بین است و هیچ‌یک در ارتباط با مدیریت استراتژیک قرار ندارند.

 

مدیریت بازاریابی

 

اگر فیلم جنگ جهانی Z را دیده باشید، در آن فیلم دیده‌اید که مفهومی تحت عنوان مرد دهم توضیح داده‌شده است. در این فیلم ۹ مرد بر روی موضوعی با یکدیگر توافق دارند و این وظیفه شخص دهم است تا با موضوع مخالفت کند و بر روی آن به تحقیق و بررسی بیشتر بپردازد. بازاریابی استراتژیک درواقع شبیه به کار و مسئولیت مرد دهم است. اگر همه‌چیز درست و طبق برنامه پیش برود، بازاریابی استراتژیک باید به این نتیجه برسد که چیزی به راه اشتباه رفته و کار را از آن نقطه ادامه دهد.

 

این موضوع منجر به کم‌اهمیت جلوه دادن مدیریت بازاریابی نمی‌شود. این دو حوزه، دو حوزه به هم وابسته هستند که اهمیتی برابر با یکدیگر در یک سازمان دارند. اگر بازاریابی استراتژیک یک محصول را پیدا کند، آنگاه بدون کمک مدیریت بازاریابی محصول موردنظر در بازار شناخته نمی‌شود و عکس این موضوع هم صادق است.

 

ازاین‌رو، همچنان که یک شرکت رشد کرده و بزرگ می‌شود، شرکت نیاز به دو بخش مجزا از یکدیگر به‌صورت زیرمجموعه بخش بازاریابی دارد که نام و فعالیت آن دو به قراری است که در بالا توضیح داده شد.


کلیه مطالب این وب وب سایت از سراسر سایت های مجاز اینترنتی از نظر قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران تهیه شده است. در صورت مشاهده مطالب خلاف قوانین لطفا به مدیریت اطلاع دهید تا حذف گردد.

دیدگاهتان را بنویسید