فهرستی از شاخص‌های کلیدی عملکرد در بازاریابی محتوا – بخش دوم


مرکز تخصصی آموزش تبلیغات کشور

در بخش اول از این مطلب ضمن اشاره به مقدمه‌ای از اهمیت این شاخص‌های بازاریابی محتوایی به ۵ مورد اول از آن‌ها اشاره کردم که به‌قرار زیر بودند:

۱- زمان باقی ماندن بر روی سایت ۲- بازدیدکنندگان منحصربه‌فرد ۳- بازدیدکنندگانی که به سایت بازمی‌گردند ۴- مجموع سرنخ‌ها ۵- بانس ریت(نرخ پرش)

و اما ادامه این شاخص‌ها که در این بخش به ۶ مورد از آن‌ها پرداخته‌ایم:

 

۶- حجم سرنخ‌های ارگانیک

تمام سرنخ‌ها دارای ارزش ذاتی هستند، اما سرنخ‌هایی که از ترافیک موتورهای جستجو، ارجاع مستقیم از کاربران دیگر و شبکه‌های اجتماعی ایجادشده‌اند به نسبت مواردی که مورد خریداری قرارگرفته‌اند، بسیار مقرون‌به‌صرفه تر هستند. درنتیجه، شما خواهان اندازه‌گیری درصد سرنخ‌هایی هستید که از منابع ارگانیک به دست می‌آورید تا از این طریق اطمینان کسب کنید که از این مکانیسم‌ها استفاده کامل را می‌برید.

 

۷- لینک‌های طبیعی ورودی به سایت

لینک‌های طبیعی ورودی به سایت اغلب سرنخ‌های باکیفیت بالاتری ارائه کرده و از نظر سئو سایت یا همان بهینه‌سازی نتایج موتورهای جستجو هم ارزش بالاتری نسبت لینک‌هایی که به‌صورت دستی تهیه می‌شوند، دارند. اندازه‌گیری این معیار به شما کمک می‌کند تا همواره گوشه چشمی به بر روی کشش ایجادشده توسط محتوای تولیدی توسط شرکت خودتان داشته باشید. اگر شاهد چشم‌اندازی مثبت در لینک‌های ناخواسته ورودی به سایت خودتان هستید، احتمال بسیار زیادی هست که یکی از بخش‌های محتوا که پیش‌ازاین اقدام به انتشار آن کرده‌اید، به‌صورت ویروسی در حال انتشار پیدا کردن باشد.

 

شاخص‌های بازاریابی محتوایی

 

۸- مقرون‌به‌صرفه بودن

سرنخ‌های واردشده به سایت شما درنتیجه اجرای بازاریابی محتوایی و دیگر منابع ارگانیک بر اساس موارد اعلام‌شده در حدود ۶۱% ارزان‌تر سرنخ‌های تولیدشده از دیگر روش‌های بازاریابی است، اما این بدان معنا نیست که این دسته از سرنخ‌ها به‌صورت رایگان به دست می‌آیند.

به‌منظور تعیین میزان مقرون‌به‌صرفه بودن این سرنخ‌ها، شما باید هزینه اجرای کمپین بازاریابی محتوایی خودتان را نسبت به ارزش سرنخ‌هایی که خودتان ایجاد می‌کنید محاسبه کرده و مقایسه کنید. برای به دست آوردن اعداد و ارقام دقیق‌تر، حتماً باید توجه داشته باشید که هزینه‌های غیرملموس را هم مدنظر قرار دهید، مثلاً زمانی که برای تهیه محتوای موردنیاز خودتان صرف می‌کنید یا حتی هزینه‌های سربار مرتبط با کامپیوتر و دیگر تجهیزات شما.

 

۹- نرخ نهایی شدن مخاطبین (سرنخ‌ها)

در تئوری، یک استراتژی بازاریابی محتوایی درست اجراشده باید منجر به پذیرا شدن بازدیدکننده‌های شما نسبت به پیام‌های بازاریابی نوبت. درنتیجه، یک معیار جالب برای دنبال کردن تعداد سرنخ‌هایی است که به دنبال جمع‌کردن و نهایی کردن فروش برای آن‌ها هستید.

برای کسب بهترین نتایج، از یک برنامه مدل‌سازی اسنادی مانند convertor استفاده کنید تا به‌خوبی متوجه شوید که کدام‌یک از سرنخ‌های شما از کدام‌یک از کمپین‌های بازاریابی شما به‌دست‌آمده‌اند.

 

۱۰- نسبت کلیک شدن بر روی فراخوان به عمل‌ها

درحالی‌که اندازه‌گیری نرخ تبدیل سرنخ‌های واردشده برای شما خیلی مهم است، اما شناسایی راه و روش‌های خاص به‌منظور ارتقاء و بهبود آن‌ها بدون دخالت دادن اطلاعات دیگر ممکن نیست.

به تجربه من، شما می‌توانید از نرخ کلیک شدن بر روی فراخوان به عمل‌ها به‌عنوان یک فیلتر یا پروکسی استفاده کنید که به شما کمک می‌کند تا دقیقاً مشخص کنید که ضعف موجود در نرخ تبدیل سرنخ‌های واردشده ناشی از محتوای تولیدشده توسط شماست یا مشکل از فرایند فروش است.

 

۱۱- مجموع اشتراک‌گذاری‌ها در شبکه‌های اجتماعی

بر اساس گزارش‌هایی که از منابع معتبر مختلف حاصل‌شده است، تقریباً ۳۰% ترافیک وب‌سایت‌ها از شبکه‌های اجتماعی حاصل می‌شوند. اندازه‌گیری میزان اشتراک‌گذاری‌های انجام‌شده در این شبکه‌ها به شما کمک می‌کند تا به‌خوبی مشخص کنید که محتوای شما دارای چه میزان کشش در سطح شبکه‌های اجتماعی است و البته متوجه شوید که کسب‌وکار شما چه مزیتی از این منابع به دست می‌آورد.

برای شروع، مجموع اشتراک‌گذاری‌های انجام‌شده از هر محتوای خود و همچنین تعداد بازدیدکننده‌های واردشده به وب‌سایت خود از این شبکه‌ها را اندازه‌گیری کنید. انجام دادن این کار به‌خوبی به شما نشان می‌دهد که باید بر چه نوع محتوایی در آینده تمرکز داشته باشید، و همچنین منابع بازاریابی خود را بر روی چه زیرساخت‌های اجتماعی هزینه کنید.

ادامه دارد . . .


کلیه مطالب این وب وب سایت از سراسر سایت های مجاز اینترنتی از نظر قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران تهیه شده است. در صورت مشاهده مطالب خلاف قوانین لطفا به مدیریت اطلاع دهید تا حذف گردد.

پاسخ دهید