می خواهی تا آخر عمرت در مسابقات به دیگران لگد بزنی، یا می خواهی در تعبیر رویاهای مردم سرزمینت نقش داشته باشی؟ / نگاهی به کمپین من می توانم با حضور کیمیا علیزاده


مرکز تخصصی آموزش تبلیغات کشور

دنیای تبلیغات – نقد – امیرحسین نوریان-

یک) وقتی استیو جابز در هیات مدیره اپل عکس اسکالی را در یک مجله به اعضای هیات مدیره نشان می دهد و می گوید اپل الان برای بازاریابی مکینتاش به او نیاز دارد، اعضای هیات مدیره به او می خندند و می گویند او حتی تلفن تو را هم جواب نخواهد داد! جان اسکالی، مدیر ارشد بازاریابی پپسی که در کار خودش فردی دست نیافتنی بود، وقتی برای اولین بار در اپل حضور پیدا می کند، از این می گوید که چطور راضی شد به اپل بیاید. او می گوید استیو در منهتن از من سوال مهمی پرسید. او گفت می خواهی بقیه عمرت هم آب شکر بفروشی یا با من میای تا در تغییر جهان نقشی داشته باشی؟

دو) داستان بالا را تعریف کردم که بگویم چطور اسکالی، بجای فروختن پپسی یا به تعبیر جابز، آب شکر فروشی –حالا در هر سطحی- وقتی می تواند در تغییر جهان نقش بازی کند هوشمندانه می پذیرد و جایگاهش را از یک بازاریاب، به تغییر دهنده زندگی مردم تغییر می دهد.

سه) داستان کیمیا علی زاده و حضورش در کمپین این چنین است. او به عنوان اولین زن ایرانی که در مسابقات المپیک مدال می گیرد، تصمیم می گیرد بجای در پوزیشنِ قهرمان ورزش ماندن، رهبری کمپینی را بر عهده گیرد با عنوان I can یا من می توانم.

3

که با همه محدویت هایی که گفته می شود زنان ایران در مسابقات ورزشی جهانی و مخصوصا مرزش های رزمی دارند، با آن مصدومیت جدی اش و آن سن کمش، می رود و مدال می گیرد.

چهار) اما حرفه ای گری مهم، از مدیر عامل کن، تیم مشاوره اش است که کلمه Can  و نام برندشان را به کمپینی با همین نام و گره زدن به مفهومش در فارسی (توانستن) را به این موقعیت خاص و محبوبیت کیمیا علیزاده چسبانده اند و از فرصت ماندگار اولین، (اولین زن ایرانی که در المپیک مدال گرفته است و همه آن محدویت را شکسته)، به خوبی استفاده و به معنای مثبتش فرصت طلبی کرده است.

پنج) استیو جابز، در جلسه ای که از آی پد رونمایی می کرد، گفت اهمیت هر چیزی به نحوه ارائه آن است. این است که این کمپین بجای چند نوشته و عکس و تصاویر موبایلی، ویدیوی رونمایی جذاب و محرتمی دارد که مشخصا به درستی برای مخاطب هدفش ساخته شده و ایده، تصاویر و کپی رایتینگ به اندازه ای در چارچوب ایجاد عکس العمل مناسب و تاثیری گذار بر روی مخاطبش دارد. جامعه هدفش را به خوبی می شناسد و برای آنها، اندازه هر کدام از المانهایش را، حتی در تدوین و دکوپاژ طراحی می کند. داستان سه دختر را روایت می کند که با توجه به همان محدودیت های عرفی پس از مدتی مجبورند دست از تلاش بردارند و آرزوهایشان را فراموش کنند. آروزهایی که به عنوان نماینده هر آرزویی مطرح شده اند. مثل خلبانی، نواختن ساز، فوتبال و… و کیمیا علیزاده به عنوان یک دختر در همان سن و سال ها مصداقی می شود واقعی که همه می دانند به آرزویش رسیده این است که کمپین با شعار خوبش، کار می کند و موثر می شود.

تصاویر ساده و قابل باورند و متن هم همخوان با دیگر المان های این ویدیو حکایت از آرزوهایی دارد که صرفا به خاطر یک عرف یا پیش فرض یا عکس العمل نا مناسب جامعه سرکوب شده اند:

وقتی کوچیک بودم یه بار سر کلاس گفتم بزرگ که شدم می خوام خلبان بشم… همه بهم خندیدن…

تا پارسال هر روز تمرین می کردم. اما همه مدام بهم می گفتن آخرش که چی؟ منم دیگه ساز نزدم…

همیشه با برادرم و دوستاش تو کوچه فوتبال بازی می کردیم. بازی من از همشون بهتر بود. اما از یه سنی به بعد دیگه…

و بعد کیمیا علیزاده این دیالوگ ها را می گوید:

چقدر حاضری واسه رویاهات بجنگی؟ با خودت، با عادتات، با همه چیزایی که تو سرته با چیزیایی که مدام تو ذهنت میگه نمیشه نمی تونی و نباید خواسته هاتو دنبال کنی اما یادت باشه نبرد اصلی تو ذهنته. واسه همین هیچوقت از خواسته هات دست نکش و همیشه به خودت بگو: من می تونم

لوازم خانگی کن حامی رویاهای شما

I can

2

در اجرا انیز تصاویر به سادگی با نمایش بازی با هواپیمای اسباب بازی، در دست داشتن توپی که بادش خالی شده و سازی که حالا جایش در انباری استو دخترانی که سرشار از امید و آرزو هستند، تاثیر خوبی در کنار دیگر المان ها دارند. شخصیت ها هم مثل قهرمان این قصه به درستی ادم هایی با چهره ها و لباس های معمولی و از جنس مردم عادی هستند.

در نهایت هم همانطور که کیمیا روی سکوی قهرمانی می رود و به آرزویش می رسد –همان بخشی که برای مردم اثبات شده است- تصویر سه دختر دیگر هم دیده می شود که به روهایشان می رسند و can به تار و پود ایده و کمپین گره می خورد. داستان کمپین هم همین است. قرار است تصویر یا ویدیوی رسیدن به آرزوها ساخته شود و ارسال شود.

به نظر می رسد کمپین من می توانم اگر به اندازه ایده و ساخت و اجرای خوبش هزینه کند و فراگیر تر شود، جزو موفق ترین کمپین های این سالهای ایران شود. المان ها و بستر این ماندگاری را دارد. ایده اش بکر است و برند، هوشمندئانه در دل ایده نشسته، کیمیا محبوب است و می تواند اگر کنترل شود به سمبلی که مد نظر است تبدیل شود و کمپین هم به عنوان ابزار ارتباطی این ایده با مردم، درست و به اندازه و به زبان مردمش کارش را کرده. این تغییر پوزیشن از یک ورزشکار به یک عامل محرک رسیدن به رویاها، فرصتی جذاب است که نباید رها شود.

./پایان
دنیای تبلیغات، رسانه تخصصی تبلیغات و برند در تلگرام را دنبال کنید


کلیه مطالب این وب وب سایت از سراسر سایت های مجاز اینترنتی از نظر قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران تهیه شده است. در صورت مشاهده مطالب خلاف قوانین لطفا به مدیریت اطلاع دهید تا حذف گردد.

پاسخی بگذارید