پنج تعصب روانشناسی نابود کننده هر کمپین بازاریابی


مرکز تخصصی آموزش تبلیغات کشور

تعصب‌ها همیشه به‌نوعی خطرناک هستند. اگر در اشاره به سیاست مورداستفاده قرار بگیرند، منجر به تغییر مسیر یک قانون یا رأی شده و اگر در رابطه با یک مقوله علمی بکار گرفته شوند، بی‌طرفی نتیجه یک تحقیق را زیر سؤال می‌برند. بااین‌وجود می‌توانند در برنامه‌های بازاریابی ما هم نفوذ کنند.

همان‌طور که می‌دانید موفقیت این کمپین‌ها به موارد زیادی بستگی دارند که برخی بی‌ضرر بوده و برخی ریسک‌هایی به دنبال دارند. تعصب‌های ذاتی ما چه بر پایه حدس و گمان شخصی، شواهد یا حتی حدس‌های کور باشند، می‌توانند بر این فرضیات و متغیرها تأثیر گذاشته و مسیر کمپین‌های ما را تغییر دهند. هرچند که تعصب‌ها همیشه بد نیستند، اما باید توجه بیشتری نسبت به آن‌ها داشت و آن‌ها را کنترل کرد.

 

در ادامه با ۵ مورد از این تعصب‌ها آشنا می‌شویم:

 

۱- تعصب تائید

تعصب تائید یک تعصب معروف و شناخته‌شده است که همه را تاکنون تحت تأثیر قرار داده است، خواه دوست داشته باشیم یا خیر! این نوع از تعصب مسئول تعداد زیادی از انواع خرافات و باورهای غلط چه در حوزه بازاریابی و چه در خارج از آن هست. تعصب تائید یک اشتباه در تفکر رویه است که در زمان تائید شدن یک تصور قبلی توسط یک دلیل یا شاهد جدید مورد تائید قرار می‌گیرد – حتی اگر آن دلیل یا شاهد مشخص یا جامع و کامل نیست.

 

کمپین بازاریابی

 

به‌عنوان یک مثال سیاسی اجازه دهید که تصور کنیم که شما اعتقاددارید که آقای X گزینه مناسبی برای پست ریاست جمهوری است. شما به دنبال مطالب و محتوایی می‌گردید که وی را فردی را مناسب جلوه دهند و دراین‌بین با افرادی برخورد می‌کنید که چنین طرز فکری مشابه با شما دارند. همین موضوع می‌تواند در رابطه با کمپین‌های محتوایی هم اتفاق بیفتد – اگر از پیش دلیل یا برهانی در رابطه با صحیح و اثرگذار بودن یک استراتژی خاص داشته باشید، این طرز فکر می‌تواند نوع تحقیقی که در رابطه با آن انجام می‌دهید و اینکه چگونه نتایج بی‌طرف حاصل از آن‌ها را مورد تفسیر قرار می‌دهید را به‌خوبی تحت تأثیر قرار دهد.

 

۲- تعصب انطباق با اصول عقلانی بعد از خرید

انطباق با اصول عقلانی بعد از خرید اغلب درزمانی اتفاق می‌افتد که شما اقدام به خرید به یک کالا با محصولی سؤال‌برانگیز(معمولاً لوکس و یا جدید) می‌کنید. ازآنجایی‌که احساس ضرر کردن و از دست دادن پول به شما دست داده است، سعی در منطقی جلوه دادن تصمیم خوددارید. به‌عنوان‌مثال، اجازه دهید فرض کنیم که شما یک تلویزیون بسیار بزرگ کرده‌اید. زمانی که آن را به خانه می‌آورید بابیان جملاتی از قبیل اینکه: “بالاخره باید اون قدیمیه رو دور می انداخیتم!” یا “واقعاً نمی‌توانستم این پیشنهاد را نادیده بگیرم!” یا “این کیفیت تصویر واقعاً ارزش این قیمت را دارد!” سعی در قانع کردن و منطقی جلوه دادن تصمیم خوددارید.

 

این موضوع ازآنجایی‌که همواره باید در استراتژی‌های بازاریابی و سئو خود چه ازلحاظ مالی و چه ازلحاظ زمانی وقت بگذارید، نیز صدق می‌کند. بااین‌وجود ممکن است منطقی جلوه دادن تصمیم‌های اتخاذشده از طرف شما برای منطقی دادن برخی از تصمیم‌های شما در حوزه بازاریابی و سئو، قدری سخت و یا تا حدودی ناممکن به نظر برسد.

ادامه دارد . . .



کلیه مطالب این وب وب سایت از سراسر سایت های مجاز اینترنتی از نظر قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران تهیه شده است. در صورت مشاهده مطالب خلاف قوانین لطفا به مدیریت اطلاع دهید تا حذف گردد.

پاسخی بگذارید