پیش از هر چیز محصول شما باید ارزش داشته باشد


مرکز تخصصی آموزش تبلیغات کشور

زمانی که در جلسه‌ای وارد می‌شوم یا در حین مکالمه دو نفر متوجه می‌شوم که تمرکز صحبت بر ارزش تبلیغات است، بلافاصله احساس ناامیدی می‌کنم چراکه می‌بینم تمرکز محتوای صحبت بجای خود محصول، بر تبلیغات آن قرار دارد.

 

همچنان که بسیاری از بزرگان عرصه تبلیغات در آثار خود مطرح کرده‌اند، بهترین تبلیغات هم قادر به نجات دادن یک محصول بد و بی‌کیفیت نیست. اما برعکس، یک تبلیغ دست پایین و تا حدودی فرعی می‌تواند به‌شدت برای یک محصول خوب و باکیفیت مناسب و مؤثر واقع شود.

 

نکته اصلی در اینجا این است که بازاریابان باید محصولی خوب و باارزش را (چه در حوزه صنعتی یا مصرفی) برای مصرف‌کننده فراهم کنند، محصولی که مشکلی از خریدار رفع کند و برای وی ارزش داشته باشد.

 

در این رابطه حوزه بازاریابی صنعتی را در نظر بگیرید

باوجوداینکه فرایند خرید در خرید صنعتی تا حدودی متفاوت از فرایند خرید در حوزه مصرفی است، باید توجه کرد که در حوزه صنعتی هم همچنان در حال برقراری ارتباط با مردم و انسان‌ها هستیم. بازاریابان همچنان باید به آن خریداران نشان دهند که چرا داشتن روابط تجاری با آن‌ها، برایشان سودمند است. تبلیغات فانتزی، میهمانی‌های شام و تخفیف‌های آنچنانی درنهایت تنها منجر به تلف شدن زمان بسیار زیادی از دو طرف می‌شود، اگر که بازاریاب موفق به برجسته کردن راه‌حل قابل‌ارائه برای رفع مشکل خریدار توسط محصول پیشنهادشده نشود.

 

ارزش

 

اگر مسئله یا سؤال مطرح‌شده از شرکت خریدار در رابطه با مسائل بازاریابی و فروش آن شرکت باشد، آنگاه راه‌حل ارائه‌شده از طرف شرکت فروشنده خدمات باید به‌روشنی نشان دهد که این راه‌حل چگونه قادر به حل مشکل بازاریابی و فروش شرکت خریدار است. شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، ولی همین سادگی در بسیاری از موارد موجب سختی و مشکلات بسیار زیادی می‌شود.

 

حالا حوزه بازاریابی مصرفی را مدنظر قرار دهید

هیچ‌کس دوست ندارد تصور کند که مورد فروش چیزی قرارگرفته یا تنها به چشم یک مشتری به وی نگاه کرده‌اند. بلکه همه دوست دارند احساس کنند که حرف آن‌ها شنیده و درک شده است. در این صورت، برای یک بازاریاب لازم و ضروری است که با تمام دقت به نیازها و خواسته‌های مشتری با دقت تمام گوش کند و همواره در پی مشاهده نشانه‌های مناسبی در ارتباط با آمادگی خرید از طرف خریدار باشد و همچنان محصول مناسب را به‌منظور رفع مشکل مشتری به وی معرفی کند.

 

بازهم توجه داشته باشید، که شاید در ظاهر ساده به نظر برسد. اما اگر به‌منظور بررسی دقیق‌تر چشم‌انداز بازاریابی قدمی به عقب برداریم، متوجه می‌شویم که کل این فرایند آن‌چنان هم ساده نیست.

 

اگر بخواهیم چند نمونه کوتاه و ساده از دلیل بروز چنین وضعیتی را نام ببریم، تنها می‌توانیم به موارد زیر اشاره‌کنیم:

۱- محصول، محصول بدی است؛ اما برند موردنظر با استفاده از حجم زیاد تبلیغات سعی درفروش آن به بازاری دارد که ارزش واقعی این محصول را درک نمی‌کند.

۲- کسب‌وکار ارائه‌دهنده محصول، یک بازار اشتباه را هدف گرفته است؛ بنابراین با وجود اینکه تبلیغات استفاده‌شده خیلی و خوب و قوی است، محصول فروخته‌شده یا در حال فروش با نیازها و خواسته‌های مصرف‌کنندگان موردنظر همخوانی و هماهنگی ندارد.

۳- بازار برای پذیرش محصول موردنظر آمادگی ندارد؛ بنابراین شکی نیست که تمام هزینه‌های صرف شده برای تبلیغات و تخفیف‌ها و پروموشن های مربوطه به‌راحتی از بین رفته و تلف می‌شوند.

۴- پیام انتقال داده‌شده به مشتری اشتباه است، بازار هدف چیزی را فروشنده و عرضه‌کننده محصول می‌گوید متوجه نمی‌شود و به دلیل ایجاد شدن محیطی مملو از هرج‌ومرج تبلیغاتی، مشتری پس از مدتی به‌طور کل دریافت هرگونه پیامی از محیط را برای خودش مسدود می‌کند.

 

نتیجه‌گیری اینکه نتیجه بازاریابی به‌طورکلی وابسته خوب یا ضعیف بودن کارهای تبلیغاتی ندارد و این محصول ارائه‌شده است که باید در خودش ارزشی ذاتی برای مصرف‌کننده در برداشته باشد.

 


کلیه مطالب این وب وب سایت از سراسر سایت های مجاز اینترنتی از نظر قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران تهیه شده است. در صورت مشاهده مطالب خلاف قوانین لطفا به مدیریت اطلاع دهید تا حذف گردد.

دیدگاهتان را بنویسید