چرا بازاریابی در استارت آپ ها باید به‌طور خاص ابداع و طراحی شود


مرکز تخصصی آموزش تبلیغات کشور

فعالین بازاریابی در عرصه استارت آپ ها نیاز دارند خودشان را به بهترین نحو از بازاریابان سنتی که بهترین گزینه برای کسب‌وکارهای جاافتاده هستند، متمایز سازند؛ چراکه این کسب‌وکار جاافتاده شاید برای چند دهه فعالیت کرده و همه آن‌ها را می‌شناسند. آن‌ها نیاز به داشتن مجموعه متفاوتی از ابزارها و نیز قدری خلاقیت و نوآوری برای موفقیت دارند. این شیوه و رویکرد به بازاریابی موجب شکل‌گیری حوزه‌ای جدید از بازاریابی شده که از عهده بازاریابان سنتی و قدیمی‌تر خارج است.

 

در ادامه به ارائه سه دلیل مبنی بر نیاز استارت آپ ها به ابداع شیوه‌های جدیدی در بازاریابی خودشان می‌پردازیم:

 

۱- استارت آپ ها در بازه زمانی کوتاهی انتظار رشد و گسترش بسیار زیادی رادارند.

هدف تعدادی از استارت آپ ها رسیدن از صفر به میلیون‌ها کاربرد در چند سال کوتاه و با سرعت زیاد است. برای شروع از آغاز و در عمل حالت صفر، استارت آپ ها نیاز به رشد خیلی سریع و در مدت‌زمان اندکی دارند، چراکه آن‌ها برخلاف بسیاری از کسب‌وکارها و شرکت‌های جاافتاده از پایگاه مشتریان مشخص و قابل قبولی برخوردار نیستند تا به‌نوعی حامی رشد سریع و کوتاه‌مدت و پرقدرت آن‌ها باشد.

 

بازاریابی

 

۲- استارت آپ یک لوح خالی در اختیاردارند.

ازآنجایی‌که آن‌ها در بین مشتریان از پایگاه معتبر و قابل قبولی برخوردار نیستند، بنابراین قادر به استفاده از روش‌های نوین و ابداعی برای باز کردن راه خود در بازار و در بین مشتریان بازار هدف خودشان هستند. آن‌ها توانایی شکستن و زیر پا گذاشتن قوانین تثبیت‌شده بازار، خلاقانه فکر کردن و آزمودن روش‌های نو و ابداعی هستند که در عمل ممکن است نتیجه قابل قبولی برای آن‌ها داشت و ممکن هیچ نتیجه مثبتی هم برایشان داشته باشد. شرکت‌های جاافتاده و قدیم‌تر پیش‌ازاین در ذهن مشتریان دارای جایگاهی شده‌اند و قادر به اتخاذ چنین رویکردی نیستند، چراکه نمی‌توانند کلیشه‌های ذهنی قدیمی مشتریان خودشان را تغییر دهند.

 

۳- استارت آپ ها از همان میزان منابع و پشتوانه مالی مانند کسب‌وکارهای دیگر برخوردار نیستند.

این موضوع نیاز رو به افزایشی به خلاقیت – یافتن روش‌هایی برای انجام کار بیشتر در کنار تلاش و سرمایه‌گذاری کمتر – دارد که به عبارتی به آن خلق رشد می‌گویند. خیلی ساده می‌توان گفت که آن‌ها دارای منابع کافی در مقایسه با شرکت‌های جاافتاده و شناخته‌شده نیستند، شرکت‌هایی که ممکن است حتی یک بودجه مصوب و مشخص برای حوزه بازاریابی خودشان باشند و درنتیجه از این منظر قابل‌مقایسه با آن‌ها هم نیستند. اگر این استارت آپ ها خیلی زود متوجه نشوند که چگونه و از چه طریق باید اقدام به بازاریابی کالاها و خدمات خود خودشان کنند، خیلی زود هم ممکن است با شکست مواجه شده و مجبور به ترک بازار شوند.

 

خلق رشد در عمل

به‌عنوان‌مثال شرکت Airbnb را فرض کنید. استارت آبی که برای مردم این امکان را فراهم را می‌آورد که قادر به تبدیل منزل یا آپارتمان خودشان به مرکزی هستند که دیگران قادر به اجاره کردن آن برای مدتی مشخص هستند. در مراحل اولیه، مدیران و صاحبان این استارت آپ نیاز به شناسایی راهی برای بالا بردن مخاطبین و شناساندن خودشان داشتند. برای این کار راهی خلاقانه و بسیار عالی به ذهن آن‌ها رسید. به این منظور آن‌ها تصمیم گرفتند تا از محبوبیت سایت‌های نیازمندی استفاده کنند. در اینجا مشکل این بود که سایت‌های نیازمندی دارای رابط برنامه‌نویسی نرم‌افزار نبودند تا همه به‌راحتی بتوانند خدمات خود را در آن بگنجانند. بنابراین تصمیم به استفاده از مهندسی معکوس فرایند وارد شدن به سایت‌های نیازمندی گرفت و برای مدت‌زمانی به کاربران این امکان داده‌شده بود تا محتوای تبلیغاتی خود را در چندین زیرساخت مختلف منتشر کنند و Airbnb از این طریق موفق به افزایش یک‌باره مخاطبین خودش شد که البته پس از مدتی سایت‌های نیازمندی که پی به این موضوع برده بودند امکان استفاده از این گزینه را برای کاربران برداشتند. به‌هرحال اگر در آن برهه زمانی Airbnb از این فرصت استفاده نمی‌کرد، شاید الان چیزی به نام Airbnb شناخته‌شده نبود. به عبارتی آن‌ها یک فرصت را مشاهده کردند و از آن استفاده کردند، یعنی استفاده از آن را ابداع کردند.



کلیه مطالب این وب وب سایت از سراسر سایت های مجاز اینترنتی از نظر قوانین کشور جمهوری اسلامی ایران تهیه شده است. در صورت مشاهده مطالب خلاف قوانین لطفا به مدیریت اطلاع دهید تا حذف گردد.

دیدگاهتان را بنویسید